محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

نی نی مامانش

یه سلام عصبانی...

یک شنبه : این شرکتی که قرار بود برم کار کنم گفته بود یه خانوم باید پیدا کنم به عنوان همکار بهم گفته بودن مدیریت یه فروشگاهه ماهی 300 هزار تومن نیمه وقت.... دیروز رفتم یهو دیدم خداااااااااااااااااااااااااا مرگم  بده اینجا که سوپر گوشته بوی گوشت ماهی مرغ دماغت میزنه بعد فهمیدم ماهی 150 تا 200 تومنه نیمه وقتش... اعصابم ریخت بهم من با مهندس کامپیوتر برم مرغ بفروشم....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته 3 تا کارگر و یه خانوم صندوق دار اونجا هستن من مدیر میشم .... وای نه ..... اومدم خونه دایی ام گفت نه تو برو تو برو من یه کار خیلی توپ برات جور میکنم تو فقط به عنوان سابقه کاری برو من خجالت میکشم چی کار کنم خداااااااااا...
26 تير 1391

پی نوشت ...

رفتم برای رادمان رادمهر لباس خریدیم دستی 34 هزار تومن وای چقدر لباس بچه گرونه اگه بتونم برای رادین هم یه چیزی میگیرررمممم ولی خب شاید نشه آخه 70 تومن شد این لباسا پولمون نمیرسه دیگه عکسش رو میزارم براتون حتما....   از دزد ماشین هم خبری نیست .....یعنی کلانتری 13 خبرمون نکرده بوس بوس بوس از فردا میرم سر کار جدیدم ..   ...
25 تير 1391

حال ما در این روزای طلسم شده

سلام دوستای نازم این روزا خیلی بی حوصله ام ببخشید اگر نمیام جواب نمیدم کلا دلم گرفته الهی زود   رو به راه شم ممنونم  ازتون خیلی..... اگر بی حوصله جواب میدم به دل نگیرین...   4 شنبه : هیچ اتفاق خاصی نیفتاد ..... یادم نمیاد چی شد... اصلا.... همش به گریه گذشت...   5 شنبه : مامانم زنگ زد الناز بیا ناهار اینجا رفتیم خونه مامانم الهی فداش شم برام مرغ درست کرده بود مرغ سسی که من عاشقشم... برام میوه کلی خریده بودن با روغن با یکم پول بهم دادن.... اومدم خونه ظهر .... با علی ناهار خوردیم مامانم برامون جا کرد... عصر مامانم اومد خونمون دیدم برام یه لباس خوشگل خریده ... فداش بشم من الهی ... ...
24 تير 1391
1636 0 126 ادامه مطلب

خبر جدید...

دزده رو تقریبا شناسایی کردن دعا کنید پیداش کنن میدونن کیه کلانتری گقته 90 درصد همونه گفتن دزد ماشینه کلا تف به ذاتش ---------------------------------------------------------------- راستی مامانم برای این ازدستم ناراحت بود چون  تلفن مون باطری اش خراب شده دو دقیقه حرف میزنی خاموش میشه من گذاشته بودم رو شار ژ اونم هی زنگ میزد من اصلا نمیدونستم چی کار کنم 10 دقیقه فقط زنگ میزد اعصابم خورد شده بود...... برداشتم با موبایلم بهش زنگ زدم گفتم مگه نمیدونی تلفن ما خرابه هی زنگ میزنی با عصبانیت گفتم ولی منم خیلی فشار بود روم نمیدونین چه حالی بودم خیلییییییییییییییییییی دلشو شکوندم خودم هر  وقت یادم میاد ...
21 تير 1391

این پست کلا فاز غم داره ...

سلام  اون شب  ما وامدیم بخوابیم باز ترسیدیم خوابمون نبرد اومدیم نی نی وبلاگ و کلی بادوستان حرف زدیم و هر چی به علیرضا زنگ میزدم جواب نمیداد آخه با ماشین تهران -نیشابور 7یا  8 ساعت راهه حالا تو شب آروم بیای میگیم 10 ساعت علیرضا 8 شب راه افتاده بود باید  4 5 صبح نیشابور می بود گوشی اش هم خاموش شده بود وای دلشوره تو دلم افتاده بود داشتم میمیرددمم ساعت 9 دیگه طاقتم نیومد به خانوادم گفتم شوهر خواهرم زنگ زده بود اداره راه اینا گفتن شماره هر شهر رو کدشو بگیرین با 110  فکرکنم حوادث اینا رو بپرسین دیگه همه عصبی بودیم منم هق هق گریه میکردم آقا ساعت 3 تشریف اوردن توراه خسته بوده خوابیده تا 8 صبح خوابش...
21 تير 1391
1350 0 112 ادامه مطلب

من و مگس و تنهایی

سلام جیگرررای من اینقدر شرمنده ام میکنین با نظرارتون که آب میشم    پای سیسمممم   برین ادامه مطلب دیروز ناهار کشک بادنجان خوردیم جاتون خالی علیرضا رفت مغازه  منم پای نت مثه همیشه بعد ساعت 9 اومد خونه گفت دارم میرم تهران تعجب کردم شدید رفت با اوتوبوس بره اینا.... باهم دعوامون شدبه خالت قهر رفت   منم بش گفتنم الهی بمیری ولی بعد پشمون شدم بهش زنگ زدم   بعد یهو برگشت گفتم چی شد نرفتی ؟؟ گفت با ماشین میرم ماشین نیست مشکوک میزد معلوم نیست با کی رفت      حالا بگذریممم خلاصه دیشب ما تا صبح به خاطر ترس از جن   نخوابیدم کلی هم پای نت خندیدم هی...
19 تير 1391
3468 0 206 ادامه مطلب

20 تیر بازم تولدددد.....

سلاااااااااااااااااااااام زهراااااااا جون خوبی؟ من میخواستم برات 20 تولد بگیرم دیدم دیروز تولد الهام بود گفتم باهم بگیرم برم پیشواززز   اینقدر همه بم گفتن آفرین هول شدم امروز تو وبلاگم خواستم تا روز تولدت بهت هدیه کنم آخه میدونی که من نمیتونم بیام پیشت، پس این هدیه من برای تولدت امیدوارم خوشت بیاد دوست دارم به تو  و الهام یه کادو و نفره بدم چون تولدتون یه روز باهم فرق داره تولدت مباااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررک      تولدت مباااااااااااااااااااااااررررررررررررررررررررک زهرا  جون تولدت مبارک امیدوارم همیشه شاد و خندون باشی ...
19 تير 1391

گل من گلی...

    فاطمه رو هم عصر بردیم کلاس شطرنج ثبت نام کردیم بچه ام اینقدر باهوشه کیش ماتم بلد بود رفت آمادگی 2 دیشب رفتیم پارک با بچه ها ساندویچ خوردیم همه دلمون برای رکسانا تنگیده بود یهو دیدیم 12 شب یکی از پشتمون اومد همه از خوشحالی جیغ زدیم شام ساندویچ خوردیم خیلی خوشمزه بود بعدش من سرما خوردم شب کلی دیفن هدرامین خوردم تخت خوابیدم تا صبح نفهمیدم کی خوابم برد امشبم میخورم تا از جن نترسم   صبح بیدار شدم ناهار کوکو درست کردم نصفش موند برای ناهار فردا امروز نماز امام زمان آجی جونم بود من نرفتم خواب موندم اینم عکس بسته های خوراکی شه خیلییییییییییییی کیکش خوشمزه بود عالی بود لاش کرم نسکافه داشت و روش هم...
19 تير 1391
3274 0 156 ادامه مطلب