محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

نی نی مامانش

های و باای

سلام دوست جونا روز اول عید علیرضا رو بیدار کردم نشستم پای سفره هفت سین همو بقل کردیم و بوس باز خوابیدیدم به مامانم هم زنگ زدم تبریک گفتم تو راه تهران بودن بعد رفتیم خونه مامان علیرضا عید دیدنی بهمون عیدی ندادن بعد رفتیم خونه مامانی من بعد مدت ها دختر دایی کوچوکمو دیدم الان شاید 5 سال باشه ندیده باشمش به خاطر طلاق دایی ام بعد علی سرما خورده بود براش سوپ درست کردم قرار شد روز 2 عید شام خاله علی و مامانش بیان خونمون شبش رفتیم خونه اون یکی خاله دیگش بعد کلی با دختر خاله های علی من صمیمی هستم مثه خواهریم حرف زدیم و خندیدم و غیبت کردیم بعد فرداش یعنی 2 عید بدوووو بدووو میکردم تا اینکه شام براشون سوپ ..سبزی پلو با ماهی..مرغ ...
4 فروردين 1391

عکس های سفره هفت سین من

الان خیلی اعصابم خورده با ا ین موهای آبی       اینم عکس کیف و کفشم مانتو هامو روسری مو ٢ جفت کفش دیگمو بعد میزارم فعلا حسش نیست دم دست نبود   ...
29 اسفند 1390

دوست جونا!!!

اگه حجم صفحه بالا رفته بگین کم کنم!!!!!  راحت باز میشه براتون ؟؟؟                          ...
29 اسفند 1390

رنگ مو و من و سال تحویل

واقعا از آدمایی که لقمه حروم میخورن متنفرم چند وقت پیش موهامو قرار شد به خاطر علیرضا مش کنم اما یه مش پر که مثلا ٨٠ درصد موهامو از تو کلاه در بیاره و بینش یه هاله های قهوه ای باشه موهای منم فوق العاده کوتاه به خاطر آرایشگر قبلی که موهامو سوزوند رفتم کوتاه کوتاه کردم مدل مردونه ٥٠ هزار تومن واسه موهام پول دادم که خانوم آرایشگر زد سوزند و فاتحه موهامو خوند ولی سریع یه رنگ روش گذاشت که همه خوششون می اومد ولی الان رنگش رفته بود نارنجی میزد زنگ زدم بهش گفتم چی کار کنم گفت امروز برم رنگساز کنم اونم لطف کرد کرد و ١٠ هزار تومن دیگه من بدبخت پیاده شدم  قرار شد بیام خونه موهامو بشورم حالا که شستم میبینممم  موهام آبی شده او...
29 اسفند 1390

نرم نرمک میرسد اینک بهار

      این منم با حسرت سالهای رفته یا مدبراللیل والنهار این منم با هزاران امید به سالهای پیش رو یا محول الحول و الا حوال خدای من بندگی ام را بپذیر و التماسم را بشنو حول حالناالی احسن الحال   بهترینم، یادت نره !! بهار که بیاید درخت خانه من و تو هم مثل تمام درختان سبز خواهد شد  برایت سرسبزترین هارو آرزو میکنم و برای تمام شادیهایت در سکوت شادی خواهم کرد  همین من را کفایت میکند تا همیشه  یک سال با توسل به همه دارایی ام گذشت وامسال هم با همان هفت سین میز دعایم       شکر اورا  می گویم   با...
28 اسفند 1390

آخی...........

  این اهنگو خیلی دوست دارم خیلی مرجان داریوش وماهان توی آکادمی گوگوش اینو خوندم من صدای ماهانو بیشتر دوست داشتم اینو گذاشتم تو سینه این دل من می خواد آتیش بگیره مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره یکی حالا پیدا شده قدر اونو می دونه رگ خواب یار منو رقیب من میدونه! وای دارم آتیش می گیرم، دیگه از غصه و غم ، دلم میخواد بمیرم، وای اگه برگرده پیشم، براش پروانه می شم، ازش جدا نمی شم، نمی تونه مرغ دلم از حسودیش بخونه نمی دونه روی کدوم شاخه باید بمونه... اگه یه روز ببینم کسی براش می میره حسودی رو میاره، دلم آتیش می گیره می ترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه میترسم اون تا ...
27 اسفند 1390