محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

نی نی مامانش

.....

در میان ِتمامِ داشته هایم٬ تو نداشته ای هستی که٬ در حسرت داشتنت٬ میان شک و شاید هایم٬ نقطه پایان پررنگ تر می شود...!!! ...
22 اسفند 1390

خونه تکونی

امروز مادر کاظم اومده خونم داره از صبح برام خونه تکونی میکونه منم هر از چند گاهی میرم بهش یه کمکی میدم یه حالت تهو خیلییی شدیدی دارم دل و رودم همش داره میاد تو دهنم نمیدونم چشم شده خونم مثه گل شده منم خونه تکونی کردم حالا الان حسش نیست بعد عکس میگیرم میزارم از خونه خومشم دست مادر کاظم درد نکنه خونه  خیلی تر تمیز شده آق جون آق جون ...
21 اسفند 1390

گمشده

ببين نازنينم ! از آغاز نوشته هایم تا به حال ، درهر گذر و بن بست و خيابان و بيابان همه سراغ آن « اوي » نيامده ، آن گمشده ؛ را از من گرفتند و من سربه زير اما سربالا جوابشان را دادم ، اما ديگر نمي شود ... بالاخره تصميمي گرفتم و با خود قرار گذاشتم به پرسش تمام آنهايي كه يا پرسيدند و يا قرار است بپرسند پاسخ دهم . نتيجه اين شد كه : « من او  را ندارم  ...مرد ! »   دوباره چشمانم داغ می شوند . سرم را بالا می گیرم و به آسمان خیره می شوم تا قطرات اشکی که با سماجت می خواهند از چشمانم بیرون بزنند ، پس بنشینند .. امـــا ... نمی توانم ! بالا خره توانم از بین می رود و قطرات اشک یک مرتبه صورتم را خیس م...
20 اسفند 1390

گریه

خودم از آهنگی که گذاشتم کلیییییییی نشستم گریه کردمم وایییییییییییییییییییییییییی چقدررررررررررررررررررررر دلمممم  گرفتت دلم برای نی نی ام تنگ شده ...
19 اسفند 1390

توجه توجه ......

با کلی غر غررررررر و تلاش های بی وقفه همسر مهندسم   و سابقه طولانی در رشته برق صنعتی و شغل شریفففففف لوستر و کالای برقی مایه آّبروریزی بود اگه درست نمییشد  اما کلی تهدید و تنبه پشت این هدیه گرانبها ی( شارژ ) بوددددددد که اگه خراب شه دیگه هیچی اما به این صورت درست شده این عکس رو از زیر مبل گرفتم فکر کنین :   خدارو شکر داشتم از بی نتی میمردم خیلی معتاد شدم به اینجاااااااا   پ.ن: نسترن دیدی تهنات نذاشتم تازه میخوام برم عکس دوستای آرشیدا رو هم ببینم   ...
19 اسفند 1390