18خرداد
سلام دوست جوناااااااااااااااااااااااا وای دیشب از اینجا رفتم لباس فروشی مامانم برام دوتا لباس خرید یه تی شرت خوشمل یه کت بعد رفتم آرایشگاه موهامو قهوه ای خیلیییییییییییی تیره کردم که به مشکی میزنه دیگه با کوتاه کوتاه کردم دوباره بعد بابام منو رسوند خونمون بعدش سریع رفتم حموم موهای رنگ کرده مو شستم چون رنگ رو سرم بود بعد دیگه وسایل رو چیدم علی اومد رفتیم به سمت باغ ساعت ١٠ شب شده بود توی جاده باغرود دیدم که ای وای همه مردم دارن به آسمون نگا میکنن و استرس دارن منو علی هم نگا کردیم از ترس سکته کردیم دوتا گردالو تو آسمون بودن وای..... هوای یه بوی عجیبی میداد ...
نویسنده :
نایسل
16:55


