محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

نی نی مامانش

یه چیزززززز عجیبببببببببببببب غریبببببببببببببببببببببب

        خب این عکسارو دیدن؟ خیلی جالبه اگه براتون بگم عکس کیه !!! توی ادامه مطلب گذاشتم     لینا مدینا (زادهٔ ۲۷ دسامبر ۱۹۳۳ در تیکراپو، منطقهٔ اوانکاولیکا، پرو )جوانترین مادر جهان که در سال ۱۹۳۹ در حالی که ۵ سال و هفت ماه و ۲۱ روز سن داشت پسری به نام «جراردو» را به دنیا آورد. [۱] مدینا در سن ۳ سالگی عادت ماهیانه داشته‌است. [۲] مدینا و پسرش همچون برادر و خواهر در کنار یکدیگر بزرگ شدند. [۳] لینا متولد شده در پرو در ۱۹۳۳ میلادی است . به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، لینا به دلیل بزرگ شدن شکمش که در حال افزایش بود به بیمارستان محلى برده ش...
27 ارديبهشت 1391

قول

  اونی که قول داده بودم برای دیدن کیلیپ  برید توی ادامه مطلب  بچه ها برین توی اینجا www.content.persiangig.com link danlod connection az site bala username : tazvir password : 123 mitonan vaslshan be in   هم ف.ی.ل.ت.رشکن داره هم یه وی پی ان رایگان  بهتون رمز و کلمه عبورشم دادم دانلود کنید رایگان ببخشید دیر شد دیر به دستم رسید اگه مشکلی داشتین بگین بگم براتون شما لازم نیست پولی بدید ما قبلا دادیم برای شما رایگانه فقط نصب کنید و اون یوزر و پس ورد رو بزنید     http://www.novinupload.com/do.php?id=26383 اینم ادرس یه فیلتر شکن فری گیته ...
27 ارديبهشت 1391

آق جون آق جون

وای منو علیرضا از 7 صبح پای pmc هستیم دهنمون سرویس  شد یه بارم که نشون داد   عزیز دلم دپرس شد بعد الان از زور خواب دوتامون خوابمون برده بود یهو علی میگه تو خواب خواب میدیدم کیلیپمو گذاشتن چشاشو وا کرده دیده نه خودشه پرید اومدم منو بیدار کرد دیگه خیلی خوشحال شدیم ایشالا آهنگ بعدی اش تا چند وقت دیگه اماده میشه این آهنگی که الان خوند اهنگ تزویر شعرش از حافظ بود که خودش موسیقیشو تنظیم کرد و گیتار الکتریک کار خودش بود اونای پشت سرش هم دوستاشن امیر واعضی و حامد حلاجی که گیتار کلاسیک  و گیتار بیس رو میزنن تو سایت پی ام سی از دو روز دیگه میزارن کیلیپش رو اگه دوست داشتین برین به   شوشوم رای بدین تا ...
26 ارديبهشت 1391

بدون عنوان

پخش کردددددددددددددددددددددد    ٨٧٨٠ شماره کیلیپ شن بود الان پخش کرد واییییییییییییی ...
26 ارديبهشت 1391

خبر فوری

اه الان علیرضا خونه است داره پی ام سی (pmc)نگاه میکنه بش گفتن امروز کیلیپش صددرصد پخش میشه اما الان زد اهنگ بعدی علیرضا خرداد وای منو علیرضا ذوق مرگ شدیم یهو به جای کیلیپ علیرضا adele رو پخش کرد ضد حال خوردیم اه  
26 ارديبهشت 1391

همه کس و هیچ کس

چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند، هرکسی می توانست این کار را بکند ولی هیچ کس اینکار را نکرد. یک کسی عصبانی شد چرا که این کار کار همه کس بود اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری شد هرکسی، یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد!!؟     ...
26 ارديبهشت 1391

عجیب اما واقعی ....

آیا می‌دانید زنبور از بوی عرق بدش می‌آید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطرزده باشد حمله می‌كند؟ آیا می‌دانید شیرینی تنها مزه‌ای است كه جنین در رحم مادر هم می‌فهمد؟ آیا می‌دانید زنبور عسل 5 چشم دارد كه 2 تا اصلی در بغل سر و 3 تا بر روی سر قرار دارد؟ آیا می‌دانید 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد؟آیا می‌دانید بهترین شكارچی در   خشكی خرس قطبی است؟ آیا می‌دانید خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا می‌ایستد حدود 3 متر است؟ آیا می‌دانید در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگ‌ترین جمجمه را دارد؟ آیا می‌دانید خرس با تمام سنگینی خود می‌تواند با سرعت 50 كیلومتر...
26 ارديبهشت 1391

سوغاتي عجيب ...

 فعلا شب به خیر : روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه... شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه... زن جواب میده ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟ مرد می خنده و میگه : "یه دختر ایتالیایی" زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره ... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی گرده ، مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوش گذشت؟ زن : ممنون ، عالی بود! مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟ زن : کدوم سوغاتی؟ مرد : همونی که ازت خواسته بودم... دختر ایتالیایی!! زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دا...
25 ارديبهشت 1391

دیروز

هی دیروز ما رفتیم  دانشگاه خبر خاصی نبود همین   عصر هم خواهر زاده جینیگلی من برنامه داشت دعوتش کرده بودن قرآن بخونه رفت بالای سن خجالت کشید آخه همه آدم بزرگ بودن روش نمیشد بخونه خلاصه خوند و خطر ردشد بش جایزه دادن رفتیم خونه مامانم این فاطمه اینقدر جیغ زد ما پاشدیم رفتیم مامانم گناه داشت اعصابش خورد  میشد از جیغای این وروجک بعد  دیگه خلاصه خواهرم شوشوش تهران بود منو برد خونش بعد دیگه تا 10 اونجا بودم یهو دیدیم علی اومده دنبالم بعد دیدیم اوهوووو حامدبهاره هم تو ماشین هستن رفتیم گشت و کلی اینااا پیتزا گرفتیم رفتیم تو چمنا توی پارک خوردیم با بهاره کلی درد دل کردیم و اینا اومدیم خونه خوابیدیدم &nb...
25 ارديبهشت 1391