محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

نی نی مامانش

دیشب

1391/3/11 10:52
نویسنده : نایسل
1,393 بازدید
اشتراک گذاری

آقا ما دیشب رفتیم خونه مامان خانوم خودم

برام دوتا لباس خریده بود قربونش برمممم

niniweblog.com

بعد رفتم برای خواهر زاده جیگگرممم  جایزه خریدم چون جشن مهدش کولاک کرده بود بچه ام

من که نرفتم ولی تعریفاشو خیلی شنیدم

بعد علیرضا اومد دنبالم رفتیم بیرون

niniweblog.com

منو  علیرضا

وحید و سارا

حامد و بهار

حامد و محبوبه

امیر رکسانا و رادین

بعد رفتیم پارک شامم بندری خوردیم دوباره خیلیییییییییییییییییییییییی توپپپ بود

گل یا پوچ بازی کردیم

ما خانوماااااااااااااااااااااااااا یه ضرب بردیم فکر کنین اول گفتن 4 امتیاز یا گل گفتیم گل

بعد اونا 4 بودن ما صفر قرارمون 11 تایی بود

بعد ما یه ضرب 11 تا بردیممممممممممممم

وای این مردا قاطی کرده بودن سوسکککک شده بودن که نگوووووووو

اینقدر خندیدممممم که اصلا کف پارک غش کرده بودیم ریسه میرفتیم

خیلی باحال بود جاتون خالیییییییییییییییییییی

 خیلی خوابم می اومد زنگیدم به آقای توسلی گفتم دیر تر میام رفتم

برای خواب از کله ام بپره زودی رفتم حمومniniweblog.com

بانک طوری خاصی نشد

هیچی

دیگه اومدم خونه با شوشو یککم دعوا کردیم و اینا من کیکی درست کردم غذا  درست کردم  شستم سابیدم و جمع جور

کردم آشتی کردیم دوباره

niniweblog.com

فردا آزمون استخدامی دارم برام دعا کنید قبول شد

دوستون دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

هوارتا

مامان علیرضام تخمه های مونده عیدشو داده  به ما

بوی مونده گی میده

             اه اه اه

یه روزم یه زیر پوشش رو اورده میگه الناز جان بیا این از تو

به مرگگگ خودم اگه دروغ بگم لباسه از بس پوشیده بود چرک ورت شده بود رنگش عوض شده بود

میگه بیا مال تو

بعد گفتم نمیخوام هی اصرار گفتم نمیخوام

حالا جالب اینجات 2 تا لباس خواب داشت از مکه اورده بود

بش گفتم اینا چه خوشگلن

نو اتیکت قیمتش روشبود اونارو نمیده اینو میده

دلم میخواد خفش کنم

 

 دیگه من برم لالااااااا دیرم شده شب به خیرررررر

اگه یه روز معتاد شدم بدونین به خاطر مادر شوهرم روم فشار عصبی میاره بوده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (42)

مامان سحرناز
11 خرداد 91 0:16
به به همیشه شاد باشی گلم ،اون یکی شم نمک زندگییهجکات هم خیلی باحال بودن مخصوصا اولی و دومی!!!!!!!!!1 خوب بخوابی
مامان سارا
11 خرداد 91 0:16
برو خصوصی
مامان پریسا
11 خرداد 91 0:26
امان از دست این مادر شوهر که الناز جونمو اذیت میکنه. باید برم سرغش یه گوش مالی بهش بدم تا ابجی گلمو اذیت نمنه اشکال نداره برو اونهارو دوباره بخون یکم دلت خونک بشه. شب به خیر
انیس کوشولو
11 خرداد 91 0:27
باهات حل میکنم که رک و صاف مینویسی و من قبل خواب هی میام میخونم و میخندم... دندونام یخییید
سمیرا
11 خرداد 91 0:49
کجایی گلم دلم برات تنگیده بابا
مامان الینا
11 خرداد 91 0:51
هههههههههههههههههه نایسل از بس دوست داره لباسایی که خودش میپوشه رو میده به تو چقدر از خود گذشتس این مادر شوهرت
وروجک مـــــــــــــــــــــــا
11 خرداد 91 1:05
سلام گلم خوبی؟ چه خبرا؟ مرسی به وبم سر میزنی ...ببخشیدتو این هفته حالم خوب نبود نتونستم آپ کنم
مامان محمد
11 خرداد 91 1:12
سلام عزیزم همیشه به گشت،مردا اونقدر مغرورن،مگه قبول میکنن باختشونو،در ضمن دعوا نمک زندگیه،زندگی هم که بی نمک نمیشه،میشه؟ در مورد مادر شوهر هم که ناراحت نشو همه جاییه،به دل نگیر،مدلشونه دیگه،خیلی دوست دارم به خخخخخخخدا،بوووووووووووووووووووووووووووس اگه کمه بازم بفرستم
مریم مامان درسا
11 خرداد 91 1:16
سلام میگم همیشه به گردش ، اینقدر از دست مادر شوهرت خندیدم ، یعنی یاد مامان علی می افتم ، منم دوست دارم خفه اش کنم ، ولی باید بسازیم دیگه ولی جوابم میدیم ها چند روزه حوصله ندارم ، میام نت ولی فقط نگاه میکنم ، منم خل و چل شدم دیگه
مامان پارسا قند عسل
11 خرداد 91 1:44
تو هم کم بلا نیستیا ای کلللللللک ایشاالله که انتحانت رو هم خوب خوب میدی عجیییییییجم
مامان وندا
11 خرداد 91 2:04
ایشالا آزمون استخدامی قبول شی، اینقدرم از دست مادر شوهرت گله نکن و حرص نخور همشون همین طورن ، سیل بیاد یه جا همشونو ببره
مامان کوروش ( زهره )
11 خرداد 91 2:11
دشمنت شرمنده باشه الناز جون. مطمئن باش اگه مدت بیشتری میموندیم بهت میگفتم و رو سرت خراب میشدیم حسابی. طوری که از صدای گریه های کوروش تا صب نخوابین. همچین پروهایی هستیم ما
mamane mohammadreza(shazdekoochooloo)
11 خرداد 91 2:12
Khoda nakoshadet ba lafz o sokhanet , nesfe shabi kolli khandidam , rasti azizam ye khosoosi barat gozashte boodam , khodam ham Yadam rafte bood. Khabhaye shirin bebini azizam Booooooooos
مامان آرشیدا کوچولو
11 خرداد 91 2:15
خصوصی داری دلبر رمز عکس های آرشیدا خوب بود؟؟؟
مام پارسا
11 خرداد 91 2:17
ههههههههه چه مادر شوهری داری هااااااااااااااا نوبره به خدا
مام پارسا
11 خرداد 91 2:18
ایششششششششششالله استخدامی قبول بشی عججججججججیجم
مریم (مامان آرینا)
11 خرداد 91 8:08
همیشه خوش باشید عزیزم اکثر مادر شوهرها خواسته یا نا خواسته رو مخن،همیشه هم اسم عروسها بد در رفته،نمیگن ما چه میکنیم فقط عروس این کارو کردو......
الهه
11 خرداد 91 8:42
واااااااااااا چه بي ادبه اين مادر شوهرت.
الهه
11 خرداد 91 8:43
دوستت دارم.بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
مامانی چشم به راه
11 خرداد 91 9:04
سلام نایسل جون...ایشالا امتحانتو نوعالی بدین..قربونت برم که نی نیت تنهات گذاشته.....نی نی منم رفته پیش خدا...دوبار...بیا پیشم


خیلی دوست دارم بیام اما خوب ادرست اشتباهه
میرزا کوچک خان
11 خرداد 91 9:07
نترس معتاد نمیشی! به آزمون استخدامیت فکر کن جیگرطلا!
مامان آرشیدا قند عسل
11 خرداد 91 9:17
پیشنهادت رو بگو گلم چرا ناراحت بشم؟
مامان الی
11 خرداد 91 9:17
ایول ایول تیم خانوما رو ایول هههههههههه آفلین به دخمل هنرمند و آشپز خودم ناراحت نباش این مادر شوشو ها فک کنم خوششون میاد اینجور وسایل رو بدن به ما هههههههههه راستی برات دعا کردم ایشا.. آزمونت خوب پیش بره و بشی خانوم کارمندیان معتاد هم نمی شی نترس من تو 4 سال نشدم هههههههههههههههههه
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 10:41
خیلی با حالی نایسلی...من جای مادرشوهرت بودم میبردمت پیش خودم همین که آدم حرفای تو رو بشنوه روحیه میگیره... ولی به خدا مامان من همه کارای عروساشو انجام میده...غذا میپزه میفرسته خونشون...اول واسه اونا هدیه میگیره بعد واسه من...اما خوبم که باشی بازم قدرتو نمیدونن...همون بهتر که بده و نمیاد پیشت
مامان رومینا
11 خرداد 91 10:47
اشکال نداره تو بیخیال باش اعصاب خودتو الکی خورد نکن عزیزم.مادرشوهره دیگه.
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 10:57
لیاقت نداره بهش روحیه بدی...اگه عروس من بودی... میگم نکنه عروسای ما هم پشت سر مامانم بگن بره ...... ولی من انقدر مادرشوهرمو دوست دارم خیلی خوبه...
مامان یسنا گلی
11 خرداد 91 11:03
عزیزم رمزو خصوصی واست بزارم یا تلگراف کنم؟
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 11:08
درد و بلاتم خورد تو سرش...مهم اینه که شوهرت دوستت داره... وقتی فکر کاراش میاد سراغت بگو من خوبم اونا لیاقت ندارن...
مامان الینا
11 خرداد 91 11:10
از دست تو دخمله من چیکار کنم با این مادر شوهر ای بابا مادر شوهرا اگه این عروس و نداشتن که بجزونن با چی میخواستن سرگرم بشن باید خوشحال باشن ما عروسا رو دارن که سرشون یه طورایی گرمه دیگه
مامان یسنا گلی
11 خرداد 91 11:12
تلگرافش کردم.
مامان آرشیدا کوچولو
11 خرداد 91 11:12
عدید دلم خوف بودند ؟؟؟ نرفتی بانک امروزی؟
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 11:20
اشکالی نداره ، واگذارش کن به خدا خودش جوابشو میده... ولی خداییش موندمااااااااااااااااااا تو به این مهربونی و خوش مشربی چطور نتونستی دلشو نرم کنییییییییییی...؟؟؟ میگم با مادر فولاد زره نسبتی نداره مادرشوهرت...؟
مامان یسنا گلی
11 خرداد 91 11:21
مرسی عسیسمممممم.چشات قشنگ میبینههه
مامانی چشم به راه
11 خرداد 91 11:22
سلام فدات بشم نایسلم..زودمیام پیشت...الان کاردارم..کم مینویسم..اومدم مفصل برات مینویسم
مامان یسنا گلی
11 خرداد 91 11:26
نه عزیزم 25
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 11:32
وای وقتی خوندم انقدر ناراحت شدم...به خدا من لباسایی رو که نمیخوام بپوشم به مستمند هم روم نمیشه بدم...میگم تن نکرده بدم دلش نرنجه با این نو هستن... چی بگم یه وقتایی آدما قدر چیزای خوبو نمیدونن باید از اون عروس ...گیرش می آمد تا حالشو جا بیاره... تو تنها عروسشی؟
مامان نيما
11 خرداد 91 11:39
عزيزم چرا لينكمون نكردي .البته مي دونم سرت شلوغه تونستي بهم سر بزن
مسافران آسمانی
11 خرداد 91 11:51
خدا شانس بدههههههههههههه عجب دامادی... بابا کلا مادرشوهرت تعطیله...با همه مشکل داره...طفلی پدرشوهرت چطوری تخملش میکنه...؟؟؟
مامان یاس
11 خرداد 91 14:23
دختر قبول میکردی خیلی می خندیدیم زیاد سخت نگیر بزار روی پیر بودنش گاهی با مشکلات شوخی کنیم هم بد نیست همیشه جدی نباشیم
مامان شاهزاده ها
11 خرداد 91 23:30
دستم به این مادر شوهرت برسهدختر به این نازنازی رو اذیت میکنه؟؟؟
عارفه
12 خرداد 91 1:24
زیرپوشه بو مادرشوشو میده همیشه به یادشی دیگه هه هه هه
الهام مادر اينده
12 خرداد 91 10:23
خاك به سرش . خدا صبرت بده.وقتي اومد خونتون تخمه ها رو بذار تا خودش بخوره.تو هم اينطوري محبتش كن