محمد رضا (آريو جون)محمد رضا (آريو جون)، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

نی نی مامانش

خبر جدید...

دزده رو تقریبا شناسایی کردن دعا کنید پیداش کنن میدونن کیه کلانتری گقته 90 درصد همونه گفتن دزد ماشینه کلا تف به ذاتش ---------------------------------------------------------------- راستی مامانم برای این ازدستم ناراحت بود چون  تلفن مون باطری اش خراب شده دو دقیقه حرف میزنی خاموش میشه من گذاشته بودم رو شار ژ اونم هی زنگ میزد من اصلا نمیدونستم چی کار کنم 10 دقیقه فقط زنگ میزد اعصابم خورد شده بود...... برداشتم با موبایلم بهش زنگ زدم گفتم مگه نمیدونی تلفن ما خرابه هی زنگ میزنی با عصبانیت گفتم ولی منم خیلی فشار بود روم نمیدونین چه حالی بودم خیلییییییییییییییییییی دلشو شکوندم خودم هر  وقت یادم میاد ...
21 تير 1391

این پست کلا فاز غم داره ...

سلام  اون شب  ما وامدیم بخوابیم باز ترسیدیم خوابمون نبرد اومدیم نی نی وبلاگ و کلی بادوستان حرف زدیم و هر چی به علیرضا زنگ میزدم جواب نمیداد آخه با ماشین تهران -نیشابور 7یا  8 ساعت راهه حالا تو شب آروم بیای میگیم 10 ساعت علیرضا 8 شب راه افتاده بود باید  4 5 صبح نیشابور می بود گوشی اش هم خاموش شده بود وای دلشوره تو دلم افتاده بود داشتم میمیرددمم ساعت 9 دیگه طاقتم نیومد به خانوادم گفتم شوهر خواهرم زنگ زده بود اداره راه اینا گفتن شماره هر شهر رو کدشو بگیرین با 110  فکرکنم حوادث اینا رو بپرسین دیگه همه عصبی بودیم منم هق هق گریه میکردم آقا ساعت 3 تشریف اوردن توراه خسته بوده خوابیده تا 8 صبح خوابش...
21 تير 1391
1350 0 112 ادامه مطلب

من و مگس و تنهایی

سلام جیگرررای من اینقدر شرمنده ام میکنین با نظرارتون که آب میشم    پای سیسمممم   برین ادامه مطلب دیروز ناهار کشک بادنجان خوردیم جاتون خالی علیرضا رفت مغازه  منم پای نت مثه همیشه بعد ساعت 9 اومد خونه گفت دارم میرم تهران تعجب کردم شدید رفت با اوتوبوس بره اینا.... باهم دعوامون شدبه خالت قهر رفت   منم بش گفتنم الهی بمیری ولی بعد پشمون شدم بهش زنگ زدم   بعد یهو برگشت گفتم چی شد نرفتی ؟؟ گفت با ماشین میرم ماشین نیست مشکوک میزد معلوم نیست با کی رفت      حالا بگذریممم خلاصه دیشب ما تا صبح به خاطر ترس از جن   نخوابیدم کلی هم پای نت خندیدم هی...
19 تير 1391
3468 0 206 ادامه مطلب

20 تیر بازم تولدددد.....

سلاااااااااااااااااااااام زهراااااااا جون خوبی؟ من میخواستم برات 20 تولد بگیرم دیدم دیروز تولد الهام بود گفتم باهم بگیرم برم پیشواززز   اینقدر همه بم گفتن آفرین هول شدم امروز تو وبلاگم خواستم تا روز تولدت بهت هدیه کنم آخه میدونی که من نمیتونم بیام پیشت، پس این هدیه من برای تولدت امیدوارم خوشت بیاد دوست دارم به تو  و الهام یه کادو و نفره بدم چون تولدتون یه روز باهم فرق داره تولدت مباااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررک      تولدت مباااااااااااااااااااااااررررررررررررررررررررک زهرا  جون تولدت مبارک امیدوارم همیشه شاد و خندون باشی ...
19 تير 1391

گل من گلی...

    فاطمه رو هم عصر بردیم کلاس شطرنج ثبت نام کردیم بچه ام اینقدر باهوشه کیش ماتم بلد بود رفت آمادگی 2 دیشب رفتیم پارک با بچه ها ساندویچ خوردیم همه دلمون برای رکسانا تنگیده بود یهو دیدیم 12 شب یکی از پشتمون اومد همه از خوشحالی جیغ زدیم شام ساندویچ خوردیم خیلی خوشمزه بود بعدش من سرما خوردم شب کلی دیفن هدرامین خوردم تخت خوابیدم تا صبح نفهمیدم کی خوابم برد امشبم میخورم تا از جن نترسم   صبح بیدار شدم ناهار کوکو درست کردم نصفش موند برای ناهار فردا امروز نماز امام زمان آجی جونم بود من نرفتم خواب موندم اینم عکس بسته های خوراکی شه خیلییییییییییییی کیکش خوشمزه بود عالی بود لاش کرم نسکافه داشت و روش هم...
19 تير 1391
3276 0 156 ادامه مطلب

18 تیر...

تولد تولد تولدت مبالک     مبالک مبالک تولدت مبالکک. بیا شمعا رو فوت کم تا صد سال زنده باشی بیا شمعارو فوت کن تا ... .. . . . . . . . چی؟؟؟ . . . . درسته امروز تولده . . چی؟؟ .   حتی فکرشم نکن که بگم تولد کیههههه. . . . هااااااااااااااااااااا؟؟؟؟ .. . . . . . اصلا راه نداره . . . . . . نه اصلابه هیچ وجه حتی یک درصد نمی شه بگم . . . . خیلی خب حالا که خیلی اصرار داری میگم . .   فقط.... . . . . . . . باشه بابا چرا می زنی!!! . . . . . . . امروز تولد... .. .. . . . . . نه او...
18 تير 1391